بانوان همیار مــهــرطه

جمع­شان به ۳۰ تا ۴۰ نفر می‌­رسد و خود را بانوان همیار موسسه‌ی نیکوکاری مــهــرطه می‌­دانند.

از پله‌­های زیرزمین که پایین می‌­روم، همهمه و خنده‌­های زنانه، نشان از حضور جمعی پرشور و انگیزه دارد. نزدیک‌تر که می‌­شوم بوی خوش آش­‌رشته می‌­پیچد. بیشترشان در آستانه‌ی میانسالی هستند و فرزندانشان را به خانه‌ی بخت فرستادند و وقت آزادشان زیاد شده است. جمع­شان به ۳۰ تا ۴۰ نفر می‌­رسد و خود را بانوان همیار موسسه‌ی نیکوکاری مــهــرطه می‌­دانند. بعضی‌های‌شان دور میز بزرگ نشسته‌اند و شوید پاک می‌­کنند، بعضی‌­های‌شان پشت اجاق، پیازداغ آماده می‌­کنند. یکی‌­شان دارد حساب کتاب می‌­کند و حق عضویت می‌­گیرد از بقیه و آن یکی دارد ظر‌ف‌ها را می‌­شورد. کلاه‌­های یک‌بار مصرف و پیش‌بند زرد رنگ، کارشان را جدی­‌تر می­‌کرد.

خودم را معرفی می­‌کنم و ازشان می­‌خواهم که کمی از این تجربه‌ی دورهمی یک‌­شنبه‌های‌شان بگویند. یکی‌شان درحالی‌که دارد سبزی‌­های شسته‌شده را روی پارچه‌ی سفید پهن می‌­کند، می‌­گوید که سال‌هاست که در جمع بانوان همیار به موسسه‌ی مــهــرطه کمک می‌­کند. و این همکاری داوطلبانه حس خوبی به او می‌دهد. دوستان تازه­‌ای پیدا کرده و در کنارشان تلاش می­‌کند کمکی به دختران نیازمند سرپرست داشته باشد. او می‌­گوید حالا که فرزندانش پی زندگی خودشان رفته‌اند و خیالش از بابت آن‌ها راحت است، به‌جای این‌که در خانه بماند به این جمع پیوسته و در فعالیت‌­های خیریه مشارکت دارد.

یکی دیگر از بانوان جمع می‌­گوید که اینجا تجربیاتشان را به اشتراک می­‌گذارند و می‌­توانند برای هر مسئله‌­ای با دیگران مشورت کنند.

می‌­گوید علاوه بر فروش محصولاتشان مثل مربا و ترشی و سبزی‌خشک و پیازداغ، یکی از فعالیت‌­های دیگرشان برگزاری بازارچه به‌نفع بچه‌های مــهــرطه‌ست و آن‌ها را مثل فرزندان خود دوست دارد.

یکی دیگر از بانوان درحالی‌که آبکش سفیدی پر از سبزی شسته‌شده در دستانش هست، با خنده پیش می­‌آید و می‌­گوید: دلمه‌ی بانوان همیار مــهــرطه حرف ندارد و هرکی از مــهــرطه دلمه بخرد مشتری‌­اش می‌­شود.

یک‌شنبه‌ها در ساختمان موسسه‌ی نیکوکاری مــهــرطه بوی خوش غذا و سروصدا می‌پیچد. وقتی به طبقه‌ی پایین می‌رویم با آشپزخانه‌ای مجهز روبه‌رو می شویم که جمعی از زنان باهم دور میزی با شادی و خنده مشغول سبزی پاک کردن و عده‌ای دیگر سرگرم غذا پختن هستند. همه ی را آماده می‌کنند. این گروه فعال که همیاران نام دارد، شامل جمعی از زنانی‌ست که از وظیفه‌ی مادری خود بازنشسته شده و برای آن‌که در خانه تنها نباشند و از تمام توانایی آن‌ها استفاده شود به این گروه پیوسته‌اند. البته در این گروه دختران و زنان جوان نیز حضور دارند که به عقیده‌ی خود برای مفید بودن و رسیدن به آرامش با این جمع صمیمی فعالیت می‌کنند. درهمیاران هر فردی وظیفه‌ای برعهده دارد که آن را با صبر و حوصله انجام می‌دهد. زنان جوان همیار بیشتر به کارهای اطلاع‌رسانی و تبلیغات مشغول هستند و در کنار آن‌ها افراد دیگر غذاهای متنوع آماده کرده، پیاز سرخ می‌کنند و یا مشغول سبزی پاک کردن و خشک کردن آن هستند. همیاران این غذاها، سبزی‌ها، ترشی‌ها و… را فروخته و با درآمد حاصل از آن از دختران تحت پوشش موسسه حمایت می‌کنند. هنگامی‌که با قدیمی‌های همیار صحبت می‌کنم متوجه می‌شوم که هدف آن‌ها در کنار حمایت و خوشحال کردن کودکان، کمک برای به آرامش رسیدن خود و مفید بودن است.