عطسه‌ی پرماجرا

 با دیدن بچه‌های مشتاق روستا پشت درب خانه‌ام و اصرار عجیب‌شان برای برگزاری کلاس، ایده‌های ذهنی‌ام جان گرفتند و درنهایت تصمیم به برگزاری کلاس گرفتیم.

این‌روزها با شیوع ویروس کرونا و ترس فراگیر از ابتلا به آن، مدارس در سراسر کشور تعطیل شده است.

با خود فکر کردم شاید بهترین کار، برگزار نکردن برنامه‌ی کتاب‌خوانی با بچه‌های نازنین گنج‌آبادمان باشد.

هم‌زمان، با تمام نگرانی‌ها و دل‌مشغولی‌ها؛ ایده‌هایی هم برای برگزاری احتمالی کلاس در سر داشتم.

 با دیدن بچه‌های مشتاق روستا پشت درب خانه‌ام و اصرار عجیب‌شان برای برگزاری کلاس، ایده‌های ذهنی‌ام جان گرفتند و درنهایت تصمیم به برگزاری کلاس گرفتیم.

بین گزینه‌های اندکی که در روستا برای‌مان وجود دارد، کتابِ «عطسه‌ی پرماجرا» را انتخاب کردم. با همکاری بچه‌ها، بساط زیرانداز و کوله‌پشتی وسایل را برداشتیم و راهی مدرسه شدیم.

کتاب را درمیان صدای خنده و شادی بچه‌ها ورق زدیم و با صدای بلند خواندیم.

بعد از خواندن کتاب، نوبت به تمرین مهم و حیاتی نکات بهداشتی رسید. باهم طرز صحیح شستن دست‌ها را مرحله به مرحله و بادقت تمرین کردیم. بایدها و نبایدهای مهم برای پیشگیری از ابتلا به بیماری را دوره کردیم و با استفاده از دستمال کاغذی، کش و منگنه؛ ماسک‌های بهداشتی خلاقانه ساختیم و معضل کمبود امکانات را شادمانه و خلاقانه دور زدیم!

این هفته نوبت یادگیری دو کلمه‌ی جدید انگلیسی:  pen و pencil بود.

کلمات ساده‌ای که نشان از گسترش آگاهی در روستای کوچک گنج‌آباد دارند.

کرمان – شهرستان جیرفت – روستای گنج‌آباد

مربی: صدیقه مسافری